در روند تکامل تئوری پرتفوی به دلیل وجود محدودیت هایی که در مفروضات اساسی مدل بهینه سازی مارکوویتز وجود داشت، مفهوم ریسک نامطلوب و مدل میانگین-نیم واریانس ابداع گردید که نقص مدل سنتی را برطرف کرده و وابستگی به مفروضات محدود کننده را از بین می برد. اما این مدل نیز از نظر تئوری های مطلوبیت اقتصادی سرمایه گذار دچار یک نقص عمده بوده و به دلیل عدم اندازه گیری نوسانات مثبت، مطلوبیت اقتصادی حرکات صعودی قیمت دارایی ها را در نظر نمی گیرد. لذا در آخرین پژوهش های بهینه سازی پرتفوی، مدل ریسک نامطلوب-پتانسیل مطلوب (Lpm-Upm) ارائه گردید که این مدل از نظر مطلوبیت دارای پشتوانه تئوریک قوی نظیر تئوری چشم انداز و تئوری مطلوبیت اقتصادی ون نیومن و مورگنشترن می باشد.در این پژوهش، پرتفوی بهینه مدل LPM-UPM در سطوح مختلف ریسک و پتانسیل پذیری با استفاده از داده های شاخص های تمامی صنایع و با بکارگیری از نرم افزار Matlab محاسبه گردید. دوره زمانی بهینه سازی از سال 1389 تا 1392 در نظر گرفته شده است و دوره پس از آن (از 1392 تا 1395) روند پرتفوی بهینه شده طی مدل LPM-UPM با پرتفوی بهینه مدل میانگین واریانس مقایسه خواهد شد. عملکرد پرتفوی های مزبور با استفاده از نسبت شارپ سنجیده شده و با استفاده از آماره جابسون-کورکی معناداری تفاوت عملکرد دو پرتفوی آزمون خواهد شد.نتایج پژوهش نشان می دهد در تمام رویکردهای مختلف ریسک پذیری و در تمام نقاط مرز کارا، بطور معناداری پرتفوی Lpm-Upm عملکرد بهتری نسبت به مدل سنتی مارکوویتز دارد.